تبلیغات
اینجا چراغی روشن است... - شعری برای عزیزترینم

شعری برای عزیزترینم

نویسنده :آلیشان
تاریخ:چهارشنبه 19 آبان 1389-04:16 ب.ظ

با شوق اینکه عاشق و عاشق ترم کنی


شکل غزل شدم که شبی از برم کنی


یا نه،شبیه غنچه گل سرخ به این امید


که روزی در اوج عاشقیت پر پرم کنی


من مثل آیینه به تو سوگند میخورم


حتی اگه قفس بشی و بی پرم کنی


پشت تمام فاصله ها دوست دارمت


تا هم صدای این شب بارانیم کنی


حالا منم و حسرت یک آرزوی دور


یک آرزو...همین که فقط باورم کنی





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
قاسم
جمعه 6 مرداد 1391 01:32 ق.ظ
زیبا بود ممنون
غزل بامداد
یکشنبه 23 آبان 1389 02:12 ب.ظ
خیلی قشنگ بود. فقط چند تا مشكل عروضی داره كه رفع شدنیه.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر