تبلیغات
اینجا چراغی روشن است... - بغض تازه

بغض تازه

نویسنده :آلیشان
تاریخ:سه شنبه 17 فروردین 1389-06:54 ب.ظ

در من ترانه های قشنگی نشسته اند

انگار از نشستن  ِ بیهوده  خسته اند

انگا ر سالهای  زیادی ست  بی جهت

امید  خود  به این دل ِ دیوانه  بسته اند

ازشور و مستی  ِ پدران ِ  گذ شته مان

حالا به من رسیده و در من نشسته اند ...

من باز گیج می شوم از موج واژه ها

این بغضهای تازه که در من شکسته اند

من گیج گیج گیج ،  تورا  شعر می پرم

اما تمام پنــــجره ها ی تــو بستـــه اند




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
آرایش جان
پنجشنبه 27 خرداد 1389 10:56 ب.ظ
زیباست.از خواندنش لذت بردم. دست
مریزاد
پاسخ آلیشان : سلام استاد ممنونم از لطفتون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر